به نظر ميرسد ازدواج موقت به چهار طريق منحل شود:
آوریل 2, 2009 at 01:41 حمید توکلی 3 دیدگاه
فصل ششم ـ انحلال عقد در ازدواج موقت
ماده 1120 قانون مدني: “عقد نكاح به فسخ يا به طلاق يا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل ميشود.”
به نظر ميرسد ازدواج موقت به چهار طريق منحل شود:
1 ـ فسخ نكاح2 ـ بذل مدت3 ـ انقضاي مدت4 ـ فوت يكي از زوجين
بخش اول ـ فسخ نكاح:
اختصاص به عقد دائم ندارد شامل ازدواج موقت هم ميشود و فسخ به معني بر هم زدن و انحلال است كه يكي از طرفين عقد به موجب قانون يا شرط خيار از آن ميتواند استفاده نمايد. مثلا اگر در ازدواج موقت 99 ساله زوجپس از عقد، ديوانه شود زوجه به استناد ماده 1125 قانون مدني حق فسخ دارد يا در همين مورد ميتوان شرط كرد كه اگر زوج زن ديگر بگيرد، زوجه حق فسخ عقد ازدواج موقت را داشته باشد. )ماده 1119 قانون مدني).148
فسخ در “ازدواج موقت” تنها به اراده صاحب حق واقع ميشود و نيازي به رضايت همسر او ندارد، يعني در رديف ايقاعات است نه قراردادها و فسخ كننده بايد داراي اهليت باشد.149
قسمت الف ـ موارد فسخ در ازدواج موقت: ماده 1121 قانون مدني: “جنون هر يك از زوجين به شرط استقرار، اعم از اينكه مستمر يا ادواري باشد براي طرف مقابل موجب حق فسخ است.”
عيوبي كه موجب فسخ ميشود به دو صورت است يا اين عيوب مشترك بين زن و مرد است، يعني آنكه در هر يك از زن و شوهر آن عيب باشد يا حادث شود براي طرف ديگر ايجاد حق فسخ مينمايد يا آنكه عيب فقطاختصاص به يكي از زن يا شوهر دارديعني بعضي از عيوب مختص زن است و بعضي مختص مرد كه طرف ديگر ميتواند ازدواج موقت را فسخ نمايد.
بند اول ـ عيب مشترك: تنها عيبي كه به موجب ماده 1121 ممكن است در مرد يا زن باشد و براي ديگري ايجاد حق فسخ ازدواج موقت را مينمايد جنون است و البته به شرط آنكه جنون استقرار داشته باشد يعني آنكه بهصورت شوك نباشد. اما اگر جنون صدق كرد، ديگر تفاوتي ندارد كه اين جنون به صورت مستمر و هميشگي است يا در بعضي از زمانها و مواقع در يكي از طرفين به وجود ميآيد.
بند دوم ـ عيوب اختصاصي:
قسمت اول ـ عيوب اختصاصي مرد: ماده 1122 قانون مدني: “عيوب ذيل در مرد موجب حق فسخ براي زن خواهد بود:
1- خصاء
2- عنن به شرط اينكه ولو يك بار عمل زنا شوئي را انجام نداده باشد.
3- مقطوع بودن آلت تناسلي به اندازهاي كه قادر به عمل زناشوئي نباشد.”
تعريف خصاء ـ عبارت از اخته بودن مرد به وسيله كشيدن بيضههاي او ميباشد.150
تعريف عنن ـ ناتواني جنسي شوهر را عنن ميگويند و آن بيماري است كه موجب ميشود قوه نشر آلت تناسلي مرد ضعيف گردد به طوري كه نميتواند نزديكي كند.151
تعريف مقطوع بودن آلت تناسلي ـ يعني آنكه تمام آلت مرد بريده شده باشد. در اين صورت حق فسخ براي زن است، اما اگر به مقدار حشفه يا بيشتر مانده باشد كه بتواند دخول كند حق فسخ براي زوجه نيست.152
قسمت دوم ـ عيوب اختصاصي زن: ماده 1123 قانون مدني: پعيوب ذيل در زن موجب حق فسخ مرد خواهد بود:
1 ـ قرن2 ـ جذام3 ـ برص4 ـ افضاء5 ـ زمين گيري
6 ـ نابينائي از هر دو چشمپ
تعريف قرن ـ استخوان زائدي است كه در جلوي آلت تناسلي بعضي از زنان است كه مانع از نزديكي شوهر با او ميگردد.153
تعريف جذام ـ نوعي بيماري است كه اعضا خشك و گوشت بدن در اثر آن ميريزد و اين عيب موجب خيار فسخ براي مرد است.154
تعريف برص ـ سفيدي كه در پوست بدن انسان پيدا ميشود و داراي خارش دردناكي است.155
تعريف افضاء ـ يكي شدن مجراي بول و غايط يا يكي شدن مجراي بول و حيض را گويند.156
ماده 1124 قانون مدني: “عيوب زن در صورتي موجب حق فسخ براي مرد است كه عيب مذكور در حال عقد وجود داشته باشد.”
اگر در حين عقد ازدواج موقت يكي از اين عيوب در زن بود و مرد از آن اطلاعي نداشت، با استناد به ماده بالا ميتواند ازدواج را فسخ نمايد. اما چنانچه در حين عقد ازدواج موقت از عيب زن مطلع بوده، حق فسخ ندارد، زيرااين به آن معني است كه با همان وضعيت به ازدواج موقت با آن زن راضي شده است. و همچنين است در صورتي كه عيب بعد از عقد ازدواج موقت به وجود بيايد ولو آنكه قبل از نزديكي باشد، حق فسخ ازدواج موقت را ندارد.157
قسمت ب ـ تدليس در ازدواج موقت: ماده 1128 قانون مدني: “هرگاه در يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده، براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواهوصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متباينا بر آن واقع شده باشد.”
تدليس در “ازدواج موقت” آن است كه با اعمال متقلبانه، نقص يا عيبي را در يكي از زوجين هست پنهان دارند، يا او را داراي صفت كمال معرفي كنند كه فاقد آن است. چنانكه مرد خود را برخلاف واقع دكتر معرفي نمايد و از اينراه طرف ديگر را وادار به قبول ازدواج موقت كند، يا اينكه زن خود را دختري باكره قلمداد كند و بدين طريق موافقت مرد را با ازدواج موقت جلب نمايد و بعد از عقد معلوم شود كه طرف فاقد وصف مقصوده بوده، يا عيبي داشته كه باعمليات فريبنده خود، آن را مخفي كرده است. در اينگونه موارد شخص فريب خورده ميتواند ازدواج موقت را فسخ كند. البته تدليس هنگامي صدق ميكند كه عمد و قصد فريب وجود داشته باشد، يعني يك طرف عمدا با اعمالمتقلبانه خود، طرف ديگر را فريب داده و ترغيب به عقد ازدواج نموده باشد.158
بخش دوم ـ انحلال عقد در ازدواج موقت از طريق بذل مدت:
ماده 1139 قانون مدني: “طلاق، مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء يا بذل آن از طرف شوهر از زوجيت خارج ميشود.”
قسمت اول ـ بذل مدت به وسيله شوهر: دومين طريق انحلال عقد در ازدواج موقت، بذل مدت است. بذل مدت در اصطلاح عبارت از واگذاري بقيه مدت ازدواج موقت ميباشد و ازدواج موقت به وسيله بذل مدت از طرفشوهر منحل ميگردد.159 در واقع مدتي كه براي ازدواج موقت معين ميشود به سود شوهر تلقي شده است و به همين جهت او ميتواند از اين نفع خود بگذرد و مدتي را كه باقي مانده است به زن ببخشد.160 بدين جهت رضايت زن دربذل مدت يا عدم رضايت وي هيچ تأثيري ندارد و از اين روست كه گفته شده، بذل مدت ايقاعي است كه تنها به اراده شوهر واقع ميشود و به هيچ تشريفات ديگري نياز ندارد.161
لذا مرد ميتواند مدت باقي مانده را در هنگامي كه زن در حيض و يا در طهر مواقعه نيز باشد ببخشد.
قسمت دوم ـ الزام شوهر به بذل مدت: در قانون مدني و قوانين جاري، حكمي مبني بر الزام شوهر به بذل مدت وجود ندارد.
اما به نظر ميرسد ميتوان با استفاده از وحدت ملاك ماده 1130 قانون مدني كه بيان ميدارد:”در صورتي كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وي ميتواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق كند، چنانچه عسرو حرج مذكور در محكمه ثابت شود، دادگاه ميتواند زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورتي كه اجبار ميسر نباشد زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده ميشود.”
اگر ازدواج موقت براي مدت طولاني منعقد شده باشد، مثلا شوهر به بيش از پنج سال حبس محكوميت پيدا كند يا آنكه مدت ازدواج موقت پنجاه سال باشد و پس از مدت دو سال از ازدواج موقت، مرد، ترك زندگي زناشوئينموده و دو سال است كه مراجعت نكرده است و مخصوصا زن هم از نظر سني جوان باشد و يا آنكه مرد داراي سوء رفتار باشد و موجبات آزار زن گردد كه تحمل آن براي وي دشوار و همراه با مشقت باشد در چنين فرضهايي عدمتعيين تكليف رابطه زوجيت كه زن متقاضي خاتمه آن باشد موجب ورود ضرر به زن محسوب ميگرددو منطقي است كه زن بتواند الزام شوهر را به بذل مدت از دادگاه تقاضا نمايد و چنانچه به مرد دسترسي نيابد و نشود وي را ملزم بهبذل مدت نمود حاكم شرع از جانب مرد بقيه مدت را به زن بذل مينمايد.
بخش سوم ـ انحلال عقد در ازدواج موقت به لحاظ انقضاء مدت:
يكي ديگر از موارد انحلال عقد در ازدواج موقت، انقضاء مدت است يعني آنكه مدت عقد به خودي خود تمام شود. مثلا زن و مردي براي مدت دو سال به عقد يكديگر درآيند و اين مدت سپري شود. پس از خاتمه اين مدتآنها با يكديگر نامحرم ميشوند و زن بايد عده نگه دارد.
بخش چهارم ـ انحلال عقد در ازدواج موقت به لحاظ فوت:
اگر زن و شوهري در عقد ازدواج موقت يكديگر باشند و هنوز مدت عقد تمام نشده و يا آنكه شوهر، باقي مانده مدت را بذل نكرده باشد، يعني همچنان رابطه زوجيت در ازدواج موقت ادامه دارد و در اين اثناء يكي از زن وشوهر فوت نمايد، عقد ازدواج موقت منحل ميشود لذا فوت هر يك از زن و شوهر، از موارد انحلال عقد در ازدواج موقت به شمار ميرود.
نویسنده: حسن گنجی
کارشناس ارشد حقوق خصوصی
کتاب روابط زوجین در ازدواج موقت
فهرست سایر فصل های کتاب ِ روابط زوجین در ازدواج موقت:
گفتار دوم، روابط غیرمالی زوجین در ازدواج موقت:
فصل اول ـ روابط زوجين در ازدواج منقطع + فصل دوم ـ خواستگاري
فصل سوم ـ قابليت صحي براي ازدواج (قابليت جسمي و بلوغ)
فصل چهارم ـ موانع ازدواج موقت
فصل پنجم ـ شرايط صحت ازدواج موقت
فصل ششم ـ انحلال عقد در ازدواج موقت
فصل هفتم ـ عده در ازدواج موقت
گفتار سوم، روابط مالی زوجین در ازدواج موقت:
فصل اول ـ مطالبه هدايائي كه از بهم خوردن نامزدي قبل از ازدواج منقطع ناشي ميشود
فصل دوم ـ مهر در ازدواج موقت
فصل سوم ـ حق نفقه در ازدواج موقت
فصل چهارم ـ ارث در ازدواج موقت
لیست تمام متن های رابطه | کتاب نظام حقوق زن در اسلام
ورودی دستهبندی شده در: سایر نویسنده ها. برچسبها: فوت, فسخ نکاح, قانون مدنی, قانونی, متعه, محرمیت, انقضاء مدت, انحلال, انحلال عقد, ازدواج, ازدواج موقت, بذل مدت, حقوق مدنی, حقوقی, حسن گنجی, صیغه محرمیت, عقد.
3 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید

1. neda | اکتبر 21, 2009 در 13:47
salam.man dkhtare 18 salei hastam ke ghasde ezdevaj ba pesare 18 salei ra daram.ke az aghvame ma hastan.ma ba ham rabeteye jesmi va jensi darim.az nazare gonaho mazhab ham kheil 2chare azabe vojdanim.mikhastam bedunam man mitunam sigheye ishun besham va modate sighe ra ta ezdevaje daem taien konam???az nazare sharei va ghanuni manie nadare?i