شهرنوش پارسی پور: از عدم ارضای جنسی به شدت رنج برده ام
آوریل 9, 2009 at 10:26 حمید توکلی 17 دیدگاه
خانم پارسیپور با بیان اینکه نیازهای جنسی نبایستی سرکوب گردند در حقیقت بر درد بزرگی که جامعه ما را از درون به شدت رنج میدهد و تحلیل میبرد – اما به دلیل تابوهای فرهنگی ما تا کنون مسکوت مانده است ـ انگشت گذاشتند و با صداقت و شهامتی که در کمتر انسانی و به ویژه در کمتر زنی آنهم در جوامع مسلمان و مردسالار یافت میشود آنرا مطرح نمودند.
در همینجا بگویم که اگرنگاهی به تاریخ بیاندازیم میبینیم که رشد و پیشرفت جوامع انسانی تا کنون مدیون وجود انسانهایی بوده است که به این دو ویژگی اخلاقی متعالی آراسته بودهاند.
طاهره شیخالاسلام، نویسنده کتاب ِ «ما چرا چنین شدیم؟»
شهرنوش پارسیپور عضو کانون نویسندگان و نویسنده «زنان بدون مردان» و «طوبا و معنای شب» در هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان ایرانی در آمریکا به عنوان زن سال برگزیده شد، او همچنین از نویسندگان رادیو زمانه است، در ادامه قسمتی از مصاحبه ی آزاده اسدی با او آمده است:
…گفته میشود که در مصاحبهای در یکی از تلویزیونهای ماهوارهای شما در مورد مسألهی صیغه(ازدواج موقت) نظر خاصی را بیان کردهاید…
درست است…
گفتهاید صیغه امر مفیدیست. بهخصوص برای زنان کارگر یا سرپرست خانواده با چند فرزند. درست است؟
نه! ببینید، در جامعه پیش میآید که زنان به دلایل مختلفی یا ازدواج نمیکنند یا ازدواجشان منجر به شکست میشود. مثلا مردی میرود یک زن دیگر میگیرد یا عاشق میشود و زن را طلاق میدهد، یا مثلا مرد در اثر حادثهای میمیرد یا بیماریای میگیرد و میمیرد. پیش میآید که زنانی، اعم از اینکه بچه دارند یا ندارند، برای سالهای درازی تنها میمانند و میشود گفت شاید یک بخش قابل تأملی از این زنان احساس مذهبی هم داشته باشند. در چنین حالتی صیغه برای این افراد به نظر من راهحل بسیار خوبیست. مثلا فرض کنید خانمی سه بچه دارد و شوهرش فوت کرده است. هیچ مردی نمیآید با زنی که سه بچه دارد ازدواج بکند. ولی فرض کنید این خانم این امکان دارد که با یک سرباز جوانی که دوران سربازیاش را میگذراند و قادر به ازدواج نیست، ارتباطی داشته باشد. چه اشکالی دارد که این ازدواج جنبهی مشروع هم داشته باشد؟ یعنی به اصطلاح دعایی هم خوانده بشود، حالا زن کارگر، زن کارمند، زن خانهدار هیچ فرقی نمیکند. شما اغلب دچار این توهم هستید که مذهب مخالف آزادی زنان و غیره است. بسیار مواردی هست که عرف، یعنی خود مردم، هستند که جلوی آزادیهایی را میگیرند. یعنی موی دماغ یک زن تنها میشوند که به نظرم این یک راه حل میآید. حالا این چه مشکلی را ایجاد کرده، برای من قابل درک نیست.
یعنی شما معتقدید که یک زن میتواند چهار بار در سال صیغه بشود، بهخاطر اینکه گذران زندگی داشته باشد؟
نه، خانم. پولش به نظر من چیز مهمی نیست.
شما بیشتر مسایل روحی و جنسی را در نظر دارید؟
بله! من میخواهم بدانم زنی که تنها هست و شوهر ندارد چه کار باید بکند؟ زنی که این شجاعت را دارد که بگوید من میخواهم با این مرد زندگی کنم و به عشقام لبیک بگویم، خب برود بکند. اگر میتواند! ولی زنان زیادی در جامعهی ما مذهبی هستند. البته در صیغه یکی از قوانیناش این است که مرد به زن پول بدهد. این را میتوانند قرار بگذارند و زن بگوید مثلا من روزی یک ریال از تو میگیرم. من نمیفهمم این مسأله چرا اینقدر مشکل ایجاد کرده است.
چون زنهای زیادی در ایران با ويژگیهایی که شما گفتید، ممکن است بچه داشته باشند، همسرشان فوت کرده باشد یا جدا شده باشند یا به هر دلیلی تنها باشند؛ اما آنها بیشتر با فقر دست و پنجه نرم میکنند تا مسألهی عاطفی.
در حالیکه من با فقر دست و پنجه نرم میکنم، در همان حال نیازهای عاطفی و جنسی هم دارم. من نمیتوانم به جرم اینکه فقیر هستم و دوتا بچه هم روی دستم مانده، از نظر عاطفی هم به خودم فشار بیاورم. با این مسائل یاد خانم معلمام میافتم که پیردختری بود. او هروقت عصبانی میشد، ما را به طرز مخوفی کتک میزد. خب من امروز فکر میکنم این خانم کمبودهای عاطفی داشته که این کمبودهای عاطفی در غیظی ترسناک ظاهر میشد که بچهها را میزد. چه عیبی دارد که من از نظر جنسی سعی کنم به نحوی به ایجاد ارتباط با جنس مخالف یک رضایت جسمانی برای خودم فراهم کنم، و بعدش اگر مسأله و مشکل سیاسی و اقتصادی و غیره دارم، بنشینم دربارهاش فکر بکنم. ازدواج اغلب یک قرارداد اقتصادیست به دلیل بچه. یعنی اصولا بچه بهتر است تحت حضانت یک مرد و یک زن باشد. ازدواج یک اختراع است، ولی اختراع خوبیست.اما اگر می توانید با یک مرد آزادانه شروع به زندگی کنید، چرا که نه؟ باید به شما بگویم که من خودم در زندگیام این کار را کردهام. من و شوهرم با هم آشنا شدیم و بعد شروع کردیم با هم زندگیکردن. هنگامیکه بچه آمد، ما احساس کردیم که بهتر است یک ازدواج هم دراین قضیه باشد تا کودک در جامعه احساس مقبول و طبیعی یک کودک را داشته باشد، چون جامعه این شکلیست. ولی فرض کنید شما جامعه را هم عوض بکنید، اگر یک زن و مرد دارند باهم همینطوری زندگی میکنند، آنقدر سطح اخلاقی اجتماع باید بالا رفته باشد که وقتی بچهای بهدنیا میآید مرد بپذیرد که باید مسئولیت این بچه را قبول کند بهعنوان پدر. آیا مردان همه میپذیرند این مسئولیت را؟ در صیغه واقعا این قبول میشود که اگر بچهای به دنیا آمده، پدر میپذیرد که این بچهی من است. خب این خیلی خوب است. ازدواج یک ضمانت است. یعنی زن و مرد میپذیرند باهم زندگی کنند و بچهای بهدنیا بیاورند. در اینجا یک امتیازاتی زن میگیرد و یک امتیازاتی مرد. یعنی زن این شانس را میآورد که یک مردی را برای همیشه در کنار خودش داشته باشد. ما باید جامعه را آزاد بگذاریم. اگر یک عدهای بخواهند اینجوری زندگی کنند، خب باید بروند زندگی بکنند.
صیغه هم شامل همین قضیه میشود دیگر؟
دقیقا صیغه شامل همین قضیه میشود. فکر کنید خانمی در محلهی شما زندگی میکند. بعد هر چند وقت یک بار، یک مرتبه عاشق یک مردی میشود. آیا شما خودتان این را میپذیرید؟ یعنی وقتی از عشق صحبت میکنید، از عشقی میگویید که ابدیست. زنی و مردی با هم آشنا میشوند، به هم عاشق میشوند و میروند توی یک خانه با هم زندگی میکنند و این سالها طول میکشد. در حالیکه من از آن عشقی که صحبت میکنم مورد دیگریست. زن تنهایی با سه بچه نمیتواند رابطهی ابدی با کسی داشته باشد، کسی نمیآید با او این رابطه را درست کند، مجبور است رابطههای موقت داشته باشد و میرود در سیستمی که عمل صیغه در ایران انجام میشود. حالا دیگر آن جزییاتش به من و شما ربط ندارد.
اگر چهار بار در سال این زن صیغه شود وجههی او در محله، میان دوستان و آشنایانش چطور خواهد بود؟
بدون شک جامعهی سنتی ایران از پذیرش چنین افرادی ابا دارد، یعنی واهمه دارد. ولی اگر یک اصولی باشد… مثلا این زن به مرد زندار نگاه نکند و برود با مردانی که تنها هستند و این عمل را انجام بدهد فرق می کند. مجبور هم نیست اعلامش کند، یعنی ببرد مرد را به همه نشان دهد و بگوید ببینید الان ماه چهارم است که من فعلا با این آقا هستم، و از ماه پنج هم … لزومی ندارد اینها را عنوان کرد. این یک رابطهی خصوصیست بین یک زن و یک مرد و یک جامعهای که حاضر است چشماش را ببندد و این جزییات را زیاد نگاه نکند. شما فکر میکنید علاقهی شدید مردم به زیارتگاهها بهخاطر چیست؟ بسیاری از مواقع این راهحل در زیارتگاه ها در مقابلشان قرار میگیرد. هیچ اشکالی هم ندارد و بسیار هم خوب است.
اگر خودتان در ایران بودید و همین شرایطی را داشتید که توضیح دادید، حاضر بودید صیغه شوید؟
ببینید من از نظر اخلاقی به جایی رسیدم که متوجه هستم صیغه چیست. جملهای که به زبان عربی در صیغه ادا میشود این است: «شما حاضرید به همسری موقت من دربیایی؟» و طرف مقابل میگوید: «بله». حالا وقتی یک زن و مرد با هم دوست میشوند، آقا خانم را دعوت میکند و باهم میروند مثلا شامی میخورند و بعد خانم آقا را دعوت میکند و به خانهی همدیگر میروند. بعد از یک مدتی با هم توافق میکنند که یک رابطهای داشته باشند و این رابطه را ایجاد میکنند. من در زندگیام چندباری این کار را کردهام. منتها زندگی من سوخته عزیزم، من زندگیام مواجه شده با انقلاب اسلامی. زندان رفتهام و وقتی آمدم بیرون، بایدخانواده را اداره میکردم. از نظر اقتصادی خیلی فشارهایی این شکلی روی من بوده. ولی به شما میگویم: نبودن مرد در زندگی من در دورانهایی بهشدت مرا آزار داده است. یعنی واقعا من را رساند به مرحلهی جنون. من الان ۶۱ سالم هست. بنا به فرمان طبیعت و اینکه کمکم نیازهای بدن انسان تغییر میکند، چندان نیازی به این مسایل ندارم؛ ولی در مراحلی بهشدت نیاز داشتم و امروز مسألهی یک خانم ۳۷ ساله، ۴۰ ساله را، ۲۵ ساله را، درک میکنم و میدانم که مرد لازم دارد. مردانی هم هستند که همین را احتیاج دارند. الان باید نهادهایی در جامعه به وجود بیاید، بدون رودربایستی، مثلا زن و مردی را به هم معرفی کنند که دلشان میخواهد بروند باهم صیغه شوند یا نشوند و آزاد زندگی کنند.
این اتفاق البته مدتیست که افتاده؛ هم از طریق سایتهای مربوط به صیغه و ازدواج موقت و هم از راههای مختلفی که هر کسی به دنبالش باشد، راحت پیدایش میکند.
خب این بسیار خوب است. شما میدانید زنان ما چقدر رنج میبرند که نمیتوانند این نیازهایشان را اعلام کنند؟ اتفاقا مردم عادی ایران، مردم روستاها و شهرهای کوچک و مردمی که در گروههای پایین اجتماعی هستند، بهتر از گروههای دیگر بلدند این مشکلشان را حل کنند و صیغه یکی از راهحلهاییست که آنها پیدا کردهاند. گروه تحصیلکرده با این مسائل مشکل دارد، یعنی نمیداند چه چیز را جای چیزهایی بگذارد که میخواهد از بین ببرد.
ولی من نیازهای خیلی شدید داشتم، از عدم ارضای آنها بهشدت رنج بردم، اعصابم خرد شده، داغون شدم. بهخاطر همین امروز سعی میکنم به بقیه بگویم که دچار این گرفتاری نشوند. چرا باید یک زن وقتی میخواهد یک خانه بگیرد دچار دردسر بشود؟ یعنی همهی همسایهها و دیگران فضولی کنند در زندگیاش و بگویند چرا این زن شوهر ندارد. خب اگر صیغه شود بخشی از مسائلش حل میشود.
همین همسایهها هم در مورد صیغه شدن او خواهند گفت این چرا اینقدر مرد در زندگیاش عوض میشود؟
خب همین. ما باید با این بجنگیم، نه با صیغه. ما باید با آن آدم بجنگیم: همسایهی عزیز! این خانم تنهاست و نیازهایی دارد. خب برای ارضای این نیازها با مردی دوست است. این دوستی یا به شکل صیغه است یا به شکل آزاد. هر دو حالتاش به شما ربطی ندارد. مربوط به مردم است که تصمیم بگیرند. یک شخصی مذهبیست، ترجیح میدهد صیغه شود. یک شخصی مذهبی نیست، ترجیح میدهد همینطوری رابطه داشته باشد.
پس شما اگر زندگیتان نسوخته بود درایران، حاضر بودید چنین کاری بکنید؟
من همین حالا بهعنوان سمبولیک اگر آمادگی داشتم که ازدواج کنم، با یکی دوست میشدم و میگفتم برویم با هم صیغه کنیم. فقط برای اینکه قبح این مسأله بریزد. ولی من الان در شرایطی نیستم که بروم با مردی زندگی کنم.
فکر میکنید چرا منتقدینی که گفتهاند شما نباید زن سال میشدید توسط این بنیاد، به این مسأله توجه خاص دارند؟ یعنی به این دیدگاه شما در مورد صیغه؟
به دلیل اینکه صیغه یک قانون مذهبیست و الان مخالفت با مذهب مد روز است. یعنی هرچه در مذهب است، ما باید بگوییم بد است. این مذهب یک مذهب قدیمیست. متأسفانه در مقطع ما یک عده بهنام این مذهب انقلاب کرده و با این کار تمام ارزشهای این مذهب را زیر سؤال بردهاند. وقتی یک پدیدهای در قلب شماست و از نظر روحی شما را اداره میکند، شرایط اش فرق میکند با این که بیاید تبدیل شود به یک دستگاه سیاسی. گروه مذهبیای که در ایران سرکار است، صدمهی بسیار شدیدی به ساخت مذهب میزند. به دلیل اینکه اعمال زشت و کثیفی که انجام میدهد، همه بهنام مذهب نوشته میشود. مردم به مذهب نیاز دارند. باید به شما بگویم که من با مذهب مخالفتی ندارم، مذهب را برای جامعه لازم میدانم. با تمام وجودم میدانم که مردم ایران مذهبی هستند، بخش بسیار قابل تأملشان. اگر شما به زور مذهب را از مردم بگیرید، میروند دچار یک خرافات دیگر میشوند و اذیت و آزار دیگری شروع میشود. ما باید یاد بگیریم، اینقدر خجالت نکشیم از اینکه ایرانی هستیم و مثلا یکسری اخلاقیات عجیبی در ما وجود دارد.
- شهرنوش پارسی پور در ویکی پدیا
- صفحه اختصاصی شهرنوش پارسی پور در رادیو زمانه
- سایت رسمی شهرناز پارسی پور
- نوشته طاهره شیخ الاسلام در مورد سخنان شهرنوش پارسی پور
- فاطمه میرشمس: ازدواج موقت به صورت آزمايشي در قالب نامزدي عنوان شود.
لیست تمام متن های رابطه | یک متن دیگر را به صورت رندم بخوانید
- وقتی دختری از روی شهوت پسری را ببوسد…
- فتوای آیت الله فیاض در مورد زناکاری که پرده بکارت از دست داده است
- چرا همسرم چشم چرانی میکند؟ بررسی تنوع طلبی جنسی
- من که نمی توانم ازدواج کنم، چطور باید نیاز جنسی خود را ارضاء کنم؟
- چطور نقاط تحریک پذیری جنسی همسر خود را پیدا کنیم؟
ورودی دستهبندی شده در: سایر نویسنده ها. برچسبها: متعه, مذهب, نیاز جنسی, نیازهای جنسی, پارسی پور, آزاده اسدی, ازدواج موقت, اسلام, رابطه جنسی, رادیو زمانه, زن مطلقه, زن بیوه, شهرنوش پارسی پور, صیغه, طاهره شیخ الاسلام, عدم ارضای جنسی.
17 دیدگاه مال خود را بیافزایید
پاسخی بگذارید
این نوشته را دنبالک کنید. | از راه آراِساِس در دیدگاهها مشترک شوید

1. سجاد | آوریل 14, 2009 در 00:04
سلام
خسته نباشید.
مدتیه که وبلاگ شما رو از طریق فید دنبال می کنم. و از مطالب شما کمال استفاده رو می برم.
فقط دوست داشتم از شما بخاطر وقتی که صرف می کنید و تمامی زحماتی که می کشید تشکر کنم و براتون آرزوی خیر و برکت داشته باشم
موفق باشید.